سلام به همه دوستای گلم
من اومدم دلم برا همتون یه ذره شده!
+
نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388 22:25 توسط سودا
|

واژه ی غـــــــــريبــــی است ...
واژه ای است که روزها يا شايدم ماه هاست که با آن خو گرفته ام ...
کـــه چـــه سخت است انتظار .. .
هــــرصبح طلـــوعی ديگــــر است بــــر انتظار فـــرداهـــای من ...
خواهم ماند تنها در انتظار تو ...
چـــرا نـــــــــوشتــــــم در بــــرگ تنهــــاييـــــم بــــــرای تـــــــو...
نمی دانــــم ؟؟؟
+
نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386 0:17 توسط سودا
|

جا مانده است
چیزی جایی
که هیچ گاه دیگر
هیچ چیز
جایش را پر نخواهد کرد
نه موهای سیاه و
نه دندانهای سفید
حسین پناهی
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386 21:9 توسط سودا
|

از زندگی تا مرگ فقط یه قدم فاصله ست.....!!!!
از عشق تا نفرت فقط یه حرف فاصله ست....!!!!
از عشق رو خواستن تا گدایی کردن فقط یه واژه فرق است...!!!!!
از من تا تو فقط چند خیابان فاصله ست....!!!!
تو را خواستن در حسرت تو بودن فقط آرزوی دیرین من است ....!!!!!
تقدیم به حسرت زندگیم........؟؟؟؟؟؟؟


+
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386 16:8 توسط سودا
|
میخوام شکایت بکنم از تو به چشمای خودم
که از روی دیوونگی بیخودی عاشقت شدم!
+
نوشته شده در جمعه سیزدهم مهر 1386 21:52 توسط سودا
|
مرگ بر آن که دلش را
به دل سنگ تو بست!!!!!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386 21:17 توسط سودا
|
می خوام بدونم چرا اونی که یه روزی لاف عاشقی رو می زد حالا تنهام
گذاشت با کلی نیرنگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در سه شنبه سوم مهر 1386 11:10 توسط سودا
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386 16:47 توسط سودا
|
+
نوشته شده در جمعه سی ام شهریور 1386 0:40 توسط سودا
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 23:14 توسط سودا
|

متشكرم
براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.
براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.
براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.
براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.
براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.
براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.
براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.
براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.
براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.
براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من
بودي.
براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم"
براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.
براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.
براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو
با من بودي.
براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.
براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.
براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و
صداي قلبم را شنيدي.
به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه :
لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم "
آغوش من هميشه براي تو باز است.
هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.
هميشه پشتيبانت هستم.
من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود.
فقط كافي است چيزي از من بخواهي ,
بلافاصله از آن تو خواهد شد.
مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.
من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من
هستي.
در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.
هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه
نياورم.
همين الان در فكر تو هستم.
تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه
لبخند بر لب داري.
من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ
است.
هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب
كن.
من هنوز در چشمانت گم شده هستم.
تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.
اینو می دم به اونی که عشقمه
خودش می دونه کیه؟خودش می دونه
زندگی منه...اما نمی خواد اینو بفهمه امیدوارم
که خوشش بیاد...




از این شعر می خوام بهش بگه دوسش دارم.
بدون اون میمرم.میخوام باهاش باشم.
اون عاشق بارونه

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 17:7 توسط سودا
|
دلم گرفته به اندازه ي وسعت تمام دلتنگي هاي عالم.شيشه قلبم آن قدر نازک شده که با کوچکترين تلنگري مي شکند.دلم مي خواهد فرياد بزنم ولي واژه اي را نمي يابم که عمق دردم را در فرياد منعکس کند. فريادي در اوج سکوت که هميشه براي خود سر داده ام .کاش مي شد سرنوشت را با آرزوهاي شيرينم عجين کنم .دلم به درد مي آيد وقتي سرنوشت را به نظاره مي نشينم .کاش مي شد پرواز کنم ، پروازي بي انتها به ابديت....کاش مي شد در هجوم بي رحمانه درد، خودم را پيدا کنم.نفرين به بودن وقتي با چاشني درد همراه است. بغض کهنه اي گلويم را مي فشارد به گوشه اي پناه مي برم

دپرس نشو حالا تا بعد

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 16:31 توسط سودا
|

چه قد خوبه آدما همیشه همه جا عشقشون پیششون باشه!!!!
حسرت نخور جونم
خدایا به ما هم قسمت کن






+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 15:25 توسط سودا
|
يک شب يک نفر از کنار قبرستون رد ميشده ميبينه همه مرده ها روي قبرشون نشستن. ازشون ميپرسه چي شده.ميگن سوالهاي شب اول قبر لو رفته.گفتن بيرون بشينيد تا از دوباره سوال طرح کنيم
هر کي دروغ بگه ميترکه…. رشتيه: ماآدماي با غيرتي هستيم….بـــــــومب….. اصفهانيه: ما آدماي لارجي هستيم… بومب …. ترکه : ما آدم …..بـــــــومب
به غضنفر ميگن تا حالا به فاک رفتي؟ ميگه: نه… رديف کنين آخر هفته بريم!!
سلام عزيزم پليس يک جسد ميمون شبيه انسان پيدا کرده وقتي شنيدم خيلي نگران شدم اگه سالمي يک اس ام اس بده از نگراني در بيام
از يک ديونه ميپرسن چرا ديونه شدي؟ميگه من يک زن گرفتم که يک دختر 18 ساله داشت دختره زنم با بابام ازدواج کرد. پس زنم مادرزنه مادرشوهرش شد
دختر زن من پسري زاييد که داداشه من و نوه ي زنم بود . پس نوه ي منم بودپس من پدربزرگه پسرم بودم . پس زن من….. زياد فکر نکن! قاطي ميکني
اميدوارم عمرت مثل دستمال توالت سفيددراز و مفيد باشه
خيلي دوست دارم ببينمتولي حيف که بليط باغ وحش گرونه
قانون پايستگي عشق: عشق بوجود مي آيد,ولي هرگز از بين نمي رود,بلکه ا صورتي به صورتي ديگر و از اشخاصي به اشخاصي ديگر منتقل و تبديل ميشود...
در تلخ ترين لحظات زندگي ردپاي کساني وجود دارد که شيرن ترين لحظات را با آنها سپري کردي...

همیشه بخندی جیگر
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 15:18 توسط سودا
|
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميدان
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد


بخون بخند



+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 14:47 توسط سودا
|
چه قدر دوست داشتم تمام دلتنگي هاي اين روز ها را با كسي تقسيم مي كردم ، و يا كسي بود براي گوش دادن و درد دل كردن ، بماند كه آنقدر فاصله زياد شده كه هرچه فرياد مي زنم گويا صدايم را نه تو مي شنوي و نه هيچ كس ديگر


+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 13:36 توسط سودا
یه عشق که ازت یه کوه می سازه؟
یه عشق که اگه خودتو براش بدی باز همه چیزتو می خواد...!!!!!
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 13:33 توسط سودا
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 13:11 توسط سودا
شايد زندگي آن جشني نباشد که آرزويش را داشتيم اما حالا که نخواسته به آن دعوت شده ايم بهتر است تا مي توانيم برقصيم...!
رسم زمونه تو چشم مي ذاري من قايم مي شم اما تو مي ري يکي ديگه رو پيدا مي کني...!
هر کسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد.من ساده به خيالم که همه کارو کسم شد.اون که عاشقانه خنديد خنده هاي منو دزديد زير چشم مهربوني خواب يک توطئه مي ديد...!
زندگي دفتري از خاطره هاست .يک نفر در شب کم,يک نفر در دل خاک,يک نفر همدم خوشبختي هاست,يک نفر همدم سختي هاست ,چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد ما
همه همسفريم...!
وقتي از يکي ضربه مي بيني درست مثل اين مي مونه که با ماشين بهت زده و داغونت کرده ولي وقتي مي بخشيش درست مثل اين مي مونه که بهش فرصت دادي تا دنده عقب برگرده
و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه که چيزي ازت نمونده...!
هنگامي که خدا انسان را اندازه مي گيرد متر را دور قلبش مي گذارد نه دور سرش...!
مرداب براي بدست آوردن نيلوفر سالها مي خوابه تا آرامش نيلوفر به هم نخوره...پس اگه کسي رو دوست داري براي داشتنش سالها صبر کن...!
اگه يه روز فکر کردي نبودن کسي بهتر از بودنش چشمات رو ببند و اون لحظه اي که کنارت نباشه رو به خاطر بيار اگه چشمات خيس شد بدون داري به خودت دروغ مي گي
و هنوز دوسش داري...!
ما نمي تونيم به دلمون ياد بديم که نشکنه ولي مي تونيم به دلمون ياد بديم که اگه شکست لبه هاي تيزش دست اوني رو که شکستش نبره...!
عشق مثل قنجيشک مي مونه.اگه سفت بگيريش مي ميره .اگه شل بگيريش پر مي گيره مي ره.بايد جوري تو دستات بگيري که خوابش ببره...!
زندگي قصه مرد يخ فروشي است که از او پرسيدند :فروختي؟گفت نخريدند تمام شد...!
شيشه دل را شکستن احتياجش سنگ نيست اين دل با نگاهي سرد پرپر مي شود با خودم عهد بستم بار ديگر که تو را ديدم بگويم از تو دلگيرم ولي باز تو را ديدم و گفتم بي تو مي ميرم...!
مي گويند غروب جايست که آسمان زمين را مي بوسد .من امشب براي تو غروب مي کنم.کجايي اي آسمان من...!
خيال مي کردي قلب من تاب شکستن ندارد منتظري بازم دلم پيش دلت کم بياره مرام من تو عاشقي يکدلي و صداقته ...وقتي مي گم نوکرتم...اين آخر رفاقته...!
تلخ است لذت را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزار دهنده اي است تنها خوشبخت شدن...!
عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست.عشق آن است که يکي براي ديگري چتري شود و او هيچگاه نداند که چرا خيس شد...!
عشق يعني چشماتو ببندي بري تو رويايي که ديگه دوست نداشته باشي بازشون کني...!
ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم...!
گاهي آن قدر غرق در آرزوهايت هستي که فراموش مي کني آرزوي کسي هستي ...!
علم ثابت کرده که شکر در آب حل مي شود تو رو خدا وقتي بارون مي آد بيرون نرو چون شيرين ترين فرد زندگيم رو از دست مي دم...!





نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي نگاهت نمي كنم ......
چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني صدايت نمي زنم ..... زيرا اشك هاي من براي تو بي فايده است فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام

با مداد رنگي روزه آمدنت را نقاشي ميکنم و جادهايه رفتنت را خط ختي! کسي براي من نيست. بيا غلط هايه زندگيم را به من بگو و زيره اشتباهتم را خط بکش.بودنت مثل دريايي مرا در بر ميگيرد
آنجا که تو هستي،ماهي ها هم نميتوانند بييند چه رسد به من..............................!!!
کدام صبح ميايي؟ کدام چمدان ماله توست؟
کدام دست ترا به من ميرساند؟کدام روز ماله من ميشوي؟بيا که درد دلم را فقط تو مي فهمي

امشب گريه ميكنم .گريه ميكنم برا تو براي خودم براي تموم اونايي كه خواستن گريه كنن نتونستن. برا ي تمام اون چيزي كه خواستي ونبودم خواستم وبودي.
امشب گريه ميكنم به وسعت دريا به وسعت بيشه به وسعت دل عاشق.براي تو...براي تو....و به پاس احترام تمام تحقيرهايي كه از ديگران شنيدم و هنوزم دوست دارم.


تو را هيچگاه نمي توانم از زندگي ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط هايم براي هميشه ماندگار ميشوي و وقتي
که نيستي بي رنگي روزهايم را با مداد رنگي هاي يادت رنگ مي زنم


براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته , به اين سادگيا پاک شدني نيست .
گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس

صداي چک چک اشکهايت را از پشت ديوار زمان مي شنوم و مي شنوم که چه معصومانه در کنج سکوت شب ، براي ستاره ها ساز دلتنگي مي زني و من مي شنوم مي شنوم
هياهوي زمانه را که تو را از پريدن و پرکشيدن باز مي دارد آه ، اي شکوه بي پايان اي طنين شور انگير من مي شنوم به آسمان بگو که من مي شکنم !
هر آنچه تو را شکسته و مي شنوم هر آنچه در سکوت تو نهفته
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 12:58 توسط سودا
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 12:51 توسط سودا
|


تو دنیای بچه ها هرکی زودتر بگه دوستت دارم برنده است
ولی تو دنیای بزرگتر ها هر کی زودتر بگه دوستت دارم بازنده است.!!!






+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 11:55 توسط سودا
|
Salam jeeeeeeegaram Khobi in ye nemone az on emil hayi ke man gharare barat bezanam Pas montazere emil ham bashhhhh va faramosham nakon Ok fadadsham ghorbanam mehdi











Salam azizam khobi ?
man on harfaye khob khobeto khondam kheyli kheyli khosham omad nazam man baghiyeye harfamo tasmim ghereftam to daftarche ye U benevisam Ejaze mdi ghoftam .... faghat mitonam Be U emil bezanam chat kheyli sakht mishe baram U ham be man Emil bezan ok faramosham nakon ok forghet mi not











Salam be golam jeeegram , khofi sevda jan ? manam khobam .... khosh mighzare maro nemibini, Sevda hafe khasi nadaram begham faghat mitonam begham movazebe khodet bash va .... I love You
sevda az in be bad aghe khasti be man off bezari plz emil bezan ok chon man faghat mitonam be emilamo chek konam nemitonam be yahoo massenger sarbezanam in ja faghat internet bedone chate ghir midan ok emil bezan doset daram Mehdi delam tangh shode barat azizam kheyli kheyli ziyad faramosh nakon doset daram

Salam azizam man dobare barat emil zadam va montazere javabe emileto hastam pas mano yadet nare ok

pas movazebe khodet bash ok

Sakhte vali bye
Salam , halet chetore ?

ey manam bad nistam Sevda mikhastam matlabiro be To begham aghe narahat nashi ok

sevda emroz yadete to talar arosi be man ye harfi ghofti yadet biyar to avalin tamaset

yadet omad ya na aghe yadet omad ... kheyli mamnonam ke mano pishe khodam kharab kardi halam bad jori gherefte shod

bikhiyal be man emil bezan montazeram

Salam azizam Chishod Shoma be man dashti Emali mezadi pa

To man akharesh mikoshiiiiiiiii doset daram sevda

felan
salam azizam bebin ye bar to mano test kardi ye bar ham man
hala pak shodim ok

baba man hala bishtar az ghabl doset daram Biya vao bikhiyal shod

hatman havabe emil lamo bede ok
montazere tel va sms va emil hastam
Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram

Doset daram Doset daram Doset daram

Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram Doset daram


pak shodim dashtam testet mikardam
ok sooory Baba man bedone toooo nemitonam zendeghi konam
پایان


+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 0:5 توسط سودا
|

جايي براي بودن....
چقدر بده كه تو اين دنياي بزرگ جايي برات نباشه.............
جايي برا نفس كشيدنت...................
جايي براي گريستنت......................
جايي براي تنهاييات.....................
چقدر غمناكه كه توي اين آسمون پر ستاره حتي يه ستاره هم نداشته باشي.............
تو چي...؟
تو چي ديوونه؟
تو هم اينقدر غريبي؟؟؟؟
تو هم ستاره اي نداري؟؟؟؟
كه روزارو به يادش بگذروني؟؟؟؟
تو هم جايي نداري؟؟؟
براي نفس كشيدن............؟
براي...................
معلومه كه نداري................!
آخه ديوونه ها هيچچي ندارن..............
نه دل دارن..................
نه حق زندگي دارن......................
نه ..................!
چقدر مسخره ست....!
نخوای اما مجبور باشی
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 23:31 توسط سودا
|
بازم يه شب ديگه سحر شد...باز يه ديونه ديگه به ديونه ها اضافه شد...انگار تمومي نداره...هر روز يکي آواره مي شه...يکي تو خودش مي شکنه...
يکي بي کس مي شه...يکي مي ميره و زنده مي شه...يکي از عشق متنفر مي شه...يکي از تو بيزار مي شه...يکي احساس بدبختي مي کنه...
يکي زندگي شو مي بازه...خدايا آخه چرا اين چيزا رو آفريدي؟آخه چرا اين چيزارو به آدما هديه مي کني؟مگه اونا بنده هاي تو نيستن؟مگه اونا رو دوست نداري؟
اگه قراره از اون لحظه اي که به دنيا اومدن بدبختي ببينن اخه پس چرا اونا رو آوردي تو اين دنيا؟مي گن خدا خيلي مهربونه...آخه پس کو؟يه گوشه از اون مهربونياتو به ما
هم نشون بده...بذار ما هم زندگي کنيم...نفس بکشيم...دوستت داشته باشيم!!!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 23:11 توسط سودا
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 23:2 توسط سودا
|